آن روز در فلك، گل خورشيد جلوه كرد
در آسمان دين مه و ناهيد جلوه كرد
در بيت پاك آمنه در هفده ربيع
مسندنشين كشور توحيد جلوه كرد
میلاد نور
آمنه مادر رسول خدا(صلى الله علیه و آله) مىفرماید:
هنگامى كه باردار محمد(صلى الله علیه و آله) شدم، نورى از او ساطع گردید كه آسمانها و زمین را روشن كرد.
حضرت آمنه مىفرماید: چند روزى بر من گذشت كه ناراحت بودم، مىدانستم در ماه زایمان هستم. شب ولادت درد من افزون شد و من تك و تنها در اطاق به شوهر جوانمرگم عبدالله و به تنهایى و غربت خودم كه دور از سرزمین یثرب افتادهام، فكر مىكردم، شاید آهسته آهسته اشك هم مىریختم، از طرفى هم خیال داشتم برخیزم و دختران عبدالمطلب را كنار بسترم بخوانم اما هنوز این خیال قطعى نبود و با خودم مىگفتم از كجا معلوم این درد درد زائیدن باشد كه ناگهان به گوشم آوایى رسید كه شادمان شدم، صداى چند زن را شنیدم كه بر بالینم نشستهاند و درباره من صحبت مىكنند.
از صداى آرام و دلپذیرشان آنقدر خوشم آمد كه تقریبا درد خود را فراموش كرده بودم، سرم را از روى زمین برداشتم كه ببینم زنانى كه در كنارم نشستهاند كجایى هستند و از كجا آمدهاند و با من چه آشنایى دارند؟ دیدم چقدر زیبا! و چه خوش بو و پاكیزه! من گمان كردم از خانمهاى قریش هستند حیرتم از این بود كه چگونه بى خبر به اتاق من آمدهاند! و چه كسى ایشان را از حال من با خبرشان كرده است ؟
به رسم و روش عربها كه در برابر عزیزترین دوستانشان قربان صدقه مىروند به گرمی گفتم: پدر و مادرم به فداى شما باد از كجا آمدهاید و چه كسانى هستید؟
آن زن كه طرف راستم نشسته بود گفت: من مریم مادر مسیح و دختر عمرانم !
دومى مىگفت: من آسیه همسر فرعون هستم و دو زن دیگرى هم که دو فرشته بهشتى بودند كه به خانه من آمده بودند، دستى كه از بال پرستو نرمتر بود به پهلویم كشیده شد دردم آرام گرفت اما نه دیگر چیزى مىدیدم و نه چیزى مىشنیدم این حالت بیش از چند لحظه دوام نیافت كه آهسته آهسته این حالت محو شد و جاى خود را به نورى روحانى بخشید در روشنایى این نور ملكوتى، پسرم را بر دامنم یافتم كه پیشانى عبودیت بر زمین گذاشته بود و نجوایى نامفهوم گوشم را نوازش مىداد با این كه نه گوینده را مىدیدم و نه از نجوایش مطلبى در مىیافتم باز هم خوشحال بودم .
سه موجود سفیدپوش پسرم را از دامنم برداشته بودند، نمىدانستم این سه نفر كیستند از خاندان هاشم نبودند عرب هم نبودند شاید آدمى زاد هم نبودند، اما من مىترسیدم و در عین حال قدرتى كه دستم را پیش ببرد و كودك تازه به دنیا آمدهام را از دستشان بگیرد در من نبود، این سه نفر با خودشان دو ظرف آورده و پارچه حریرى كه از ابر سفیدتر و لطیفتر بود در كنارشان دیدم .
پسرم را با آبى كه در یكى از آن ظرفها مىدرخشید در ظرف دیگر شستشو دادند و بعد در میان دو شانهاش مُهر زدند و بعد در آن پارچه پیچیدند و برداشتند و با خود به آسمانها بردند، تا چند لحظه زبانم بند آمده بود ناگهان زبان و گلویم باز شد و فریاد زدم ، امّ عثمان، امّ عثمان !
خواستم بگویم كه نگذارند فرزندم را ببرند ولى در همین هنگام چشمم به آغوشم افتاد، اى خدا این پسر من است كه به آغوشم آرمیده است.
• ششمین اختر تابناک آسمان امامت حضرت امام جعفر صادق
منسوخ شد تمام مكاتب ز جزء و كل
بنيانگذار مكتب جاويد جلوه كرد
تا جلوه كرد ماه رخش، عالم وجود
چون دستههاي گل به شب عيد جلوه كرد
• ششمین اختر تابناک آسمان امامت حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام درروز جمعه 17 ربیع الاول سال 83 هجری در مدینه و در زمان عبدالملک بن مروان بن حکم دیده به جهان گشود. مادر آن حضرت «ام فروه» دختر قاسم بن محمد بن ابوبکر میباشد. ایشان درسال 148 هجری به دستور منصور عباسی به وسیله انگور زهرآلودمسموم و به شهادت رسید. مدفن مطهر آن حضرت در قبرستان بقیع ودر جوار ائمه بقیع) قرار دارد. (
بعضی ولادت ایشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ایشان را نیز برخی سال 80 هجری ذکر کردهاند. درباره زمان شهادت نیزگروهی ماه شوال و دسته ای دیگر 25 رجب را بیان کردند
• امام صادق علیهالسلام مدت 12 تا 15 سال بنابر اختلاف با امام سجاد علیهالسلام و بعد از شهادت جد بزرگوارش مدت 19 سال با امام باقر علیهالسلام زندگی کرد و توانست به مقدار لازم از خرمن دانش این دوبزرگوار، خوشه چینی نماید. مدت امامت ایشان 34 سال به طول انجامید که 18 سال در دوره اموی و16 سال در دوره عباسی بوده است.
• خلفای اموی معاصر امام جعفر صادق علیهالسلام به ترتیب عبارتند از:
هشام بن عبدالملک (114-125)، ولید بن یزید بن عبدالملک (125-126)، یزید بن ولید بن عبدالملک (126)، ابراهیم بن ولیدبن عبدالملک (2 ماه و 10 روز از سال 126) و مروان بن محمد معروف به مروان حمار(132-126).
خلفای عباسی معاصر امام علیهالسلام عبارتند از: ابوالعباس عبدالله بن محمد(132-137) و ابوجعفر منصور دوانیقی (137- 148).
• از امام جعفر صادق علیهالسلام هفت پسر و سه دختر برجای ماند که عبارتند از: «اسماعیل »، «عبدالله» و «ام فروه» که مادرشان فاطمه بنت الحسین بن علی بن حسین علیهالسلام است.
«امام موسی کاظم »، «اسحاق» و «محمد» که مادرشان حمیده خاتون میباشد. و «عباس »، «علی »، «اسماء» و «فاطمه» که هریک از مادری به دنیا آمدهاند.
در مکتب امام صادق علیه السلام
رسم رفاقت
دوستخوب يكى از سرمايههاى بزرگ زندگى و از عوامل خوشبختى آدمىاست و انسان در انس با دوست احساس مسرت مىكند و شادمانى و نشاطرا در گرو همنشين با رفيق مىداند.
«رفيق شايسته»، براى جوان جايگاه خاص خويش را دارد و اهميتآن به گونهاى است كه در شكل دهى شخصيت او نقش بزرگى ايفا كرده،اولين احساسات واقعى نوع دوستى را در وى ايجاد مىكند.
جوان از يك سو به كشش طبيعى و خواهش دل، عاشق دوستى و رفاقتاست و به ايجاد عميقترين روابط دوستانه با يك يا چند نفر ازهمسالان خود هست و از طرف ديگر بر اثر احساسات ناسنجيده و عدمنگرش عقلانى ممكن است در دام رفاقت با دوستان نادان و تبهكار افتد () ; از اين رو خطر وجود دوستان بد و ناپاك، اين نگرانىرا در جوان ايجاد مىكند كه «چگونه يك دوستخوب و يكدل راانتخاب كنم؟»
امام صادق عليهالسلام رفقا را سه نوع مىداند:
1- كسى كه مانند غذا به آن نياز هست و آن «رفيق عاقل» است.
2- كسى كه وجود او براى انسان به منزله بيمارى مزاحم و رنجآور است و آن «رفيق احمق» است.
3- كسى كه وجودش به منزله داروى شفا بخش است و آن «رفيق روشنبين و اهل خرد» است
شيوه انتخاب دوست در نگاه پيشواى ششم، اين گونه است: «رفاقت، حدودى دارد، كسى كه تمام آن حدود را دارانيست، كاملنيست، و آن كس كه داراى هيچ يك از آن حدود نيست، اساسا دوستنيست:
1- ظاهر و باطن رفيق، نسبت به تو يكسان باشد.
2- زيبايى و آبروى تو را جمال خود بيند و نازيبايى تو را نازيبايى خود بداند.
3- دست يافتن به مال يا رسيدن به مقام، روش دوستانه او رانسبت به تو تغيير ندهد.
4- در زمينه رفاقت، از آنچه در اختيار دارد، نسبت به تو مضايقه ننمايد.
5- تو را در مواقع گرفتارى و مصيبت ترك نگويد.»
«دوست آينه تمام نماى دوست» است و دو دوست مثل دو دستاند كهآلايش يكديگر را مىشويند و به فرموده امام صادق عليهالسلام: «كسى كهبيند دوستش روش ناپسندى دارد و او را بازنگرداند، با آنكه توانآن را دارد، به او خيانت كرده است.»)
امام صادق عليهالسلام ضمن تاكيد فراوان بهانتخاب دوستخوب و پايدارىدر اين دوستى، جوانان را از رفاقتبا نادان و احمق پرهيزمىدهد: «كسى كه از رفاقت با احمق پرهيز نكند، تحت تاثير كارهاىاحمقانه وى قرار مىگيرد و اخلاقش همانند اخلاق ناپسند اومىشود.»)
در فرهنگ نورانى حديثى ما، جوانان را از رفاقت با «بدنامان»برحذر داشته، آنان را به دورى از دوستان خائن و متجاوز وسخن چين ترغيب مىسازند، امام صادق عليهالسلام مىفرمايد: «از سه طائفه مردم كنارهگيرى كن و هرگز طرح دوستى و رفاقتباآن مريز; خائن، ستمكار و سخن چين. زيرا كسى كه براى تو بهديگرى خيانت كند، روزى نيز به تو خيانتخواهد كرد و كسى كهبراى تو به ديگران ظلم و تجاوز كند، به تو نيز ظلم خواهد كرد وكسى كه از ديگران نزد تو سخن چينى كند، عليه تو نيز نزد ديگراننمامى خواهد نمود.»
جوانان را دريابيد! به آنان حديث و دين بياموزيد، پيش از آنكه بر شما پيشىگيرند
راه و «رسم رفاقت» در ثبات و پايدارى دوستى مؤثر است، گوشهاىاز شيوه آن را در كلام امام صادق عليهالسلام مىنگريم:
«كمترين حق آن است كه: دوستبدارى براى او چيزى كه براى خود دوست مىدارى. كراهت داشتهباشى در حق او، از آنچه براى خود كراهت دارى. از خشم او بپرهيزى، به دنبال رضا و خشنودى او باشى. با جان و مال و زبان و دست و پايت او را كمك كنى. مراقب و راهنماى او و آيينه او باشى. سوگندش را قبول كنى، دعوتش را اجابت نمايى، هرگاه بيمار شد، به عيادتش بروى و هرگاه فهميدى حاجتى دارد، قبل از اين كه بگويد، آن را انجام دهى، و وى را ناگزير نكنى كه انجام كار را از تو در خواست كند...»
برچسبها :
17ربیع
نوشته شده توسط حسین متقی در پنجشنبه 13 اسفند 1388 ساعت 12:16